خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه از درد جدایی، بیرحمی معشوق، و امید به بازگشت او میگوید. شاعر از رفتار ناعادلانه معشوق شکایت کرده و هشدار میدهد که او از کردار خود پشیمان خواهد شد. همچنین اشارهای به گذرا بودن زیبایی و توبه در آینده دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه، همراه با اشارات به درد و رنج عاطفی، برای درک بهتر نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
شماره ۲۹۶ - رخ نمودی عاشقم کردی گذشتی یار هی
رخ نمودی عاشقم کردی گذشتی یار هی
مردم از درد جدایی رحمی ای دلدار هی ۱
ای طبیب من چو انصاف است، بیرحمی چرا
میتوان یک بار آمد بر سر بیمار هی ۲
بعد مردن بر مزارم بگذر ای سرو روان
زندهام کن باز از یک جلوه رفتار هی ۳
میکنی بر رغم من با غیر الفت شرم دار
عاقبت خواهی پشیمان گشت از این کردار هی ۴
عزل و نصب حسن و خوبی پنج روزی بیش نیست
زود خواهی کرد از این کرده استغفار هی ۵
آنچه با ما کرده در خوابی ز خویش آگه نهای
میشوی آخر از این خواب گران بیدار هی ۶
گفتهات بیجا بود قصاب و کردارت خطا
داد از این گفتار و صد فریاد از این کردار هی ۷
مردم از درد جدایی رحمی ای دلدار هی ۱
ای طبیب من چو انصاف است، بیرحمی چرا
میتوان یک بار آمد بر سر بیمار هی ۲
بعد مردن بر مزارم بگذر ای سرو روان
زندهام کن باز از یک جلوه رفتار هی ۳
میکنی بر رغم من با غیر الفت شرم دار
عاقبت خواهی پشیمان گشت از این کردار هی ۴
عزل و نصب حسن و خوبی پنج روزی بیش نیست
زود خواهی کرد از این کرده استغفار هی ۵
آنچه با ما کرده در خوابی ز خویش آگه نهای
میشوی آخر از این خواب گران بیدار هی ۶
گفتهات بیجا بود قصاب و کردارت خطا
داد از این گفتار و صد فریاد از این کردار هی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۵ - آنکه رخ بنمود و روشن ساخت جان در تن تویی
گوهر بعدی:شماره ۲۹۷ - یاد ما هرگز نکردی یار هی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.