این شعر غزلی عاشقانه است که در آن شاعر از درد فراق و دوری از معشوق مینالد. او از رنجها و ملامتهای عشق سخن میگوید و اشتیاق دیدار یار را بیان میکند. تصاویر شاعرانهای مانند خارهای ملامت، قطرههای خون به جای اشک، و نهال اشک که ثمر میدهد، به کار رفتهاند. شاعر همچنین به صبر و تحمل دردها اشاره میکند و در نهایت، عشق را بالاتر از همهچیز میداند.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. سن 16 سال به بالا مناسب است زیرا نوجوانان در این سن معمولاً توانایی درک مفاهیم عاطفی پیچیده و زیباییشناسی شعر کلاسیک را دارند.
شماره ۲۸۲ - شد از فراق توام قامت کشیده خمیده
هزار خار ملامت به پای دیده خلیده ۱
شب گذشته به یاد رخ تو مردم چشمم
هزار قطره خون خورده تا سفیده دمیده ۲
هزار بار دلم میزند به گرد سرت پر
ندیده است کسی صید پر بریده پریده ۳
به شورهزار بود بیشتر چراگه آهو
به حیرتم که غزالم چرا ز دیده رمیده ۴
ز عکس نیک و بد آیینه را ملال نباشد
یکی است در بر روشندلان ندیده و دیده ۵
برون خرام که کرّوبیان عالم بالا
کشند خاک درت را ز شوق دیده به دیده ۶
ز شوق دیدن رویت ز دیده تا سر کویت
چه چاره مدّ نگاهم به سر دویده ندیده ۷
رساند ریشه به خون رفتهرفته نخل سرشگم
از این نهال ثمر تا بهم رسیده رسیده ۸
به یاد دوست به سر بر وصال اگر ندهد رو
یکی است در بر بلبل گل نچیده و چیده ۹
چه باک از دل قصاب کز فشار حوادث
هزار مرتبه خون گشته و ز دیده چکیده ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.