خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از زبان عاشقی بیان میشود که از آتش عشق و جمال معشوق سخن میگوید. او از گرمای عشق، حیا و شرم معشوق، و تأثیرات عمیق این عشق بر خود میسراید. همچنین، از درد فراق و تأثیرات عاطفی آن بر زندگی خود یاد میکند.
این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۴۷ - ای ز آتش حسن تو شبستان وفا گرم
ای ز آتش حسن تو شبستان وفا گرم
وز شعله رخستار تو هنگامه ما گرم ۱
ترسم ز لطافت شود از رنگ به رنگی
بسیار گل روی تو را کرده حیا گرم ۲
چون شمع برافروخته از وی بچکد موم
از عکس تو شد آینه را بس که قفا گرم ۳
از مردمکم دیده بد دور که امروز
آمد به نظر تیر توام نام خدا گرم ۴
نگذاشت که از آتش عشق تو شود سرد
برداشت ز جا پیکرم از خاک هما گرم ۵
چون پای تو رنگین شود از دیده خونبار
دیگر نشود رونق بازار حنا گرم ۶
بر مشت حنا پا مزن ای شوخ که قصاب
کرده به سر آتش سوزان تو جا گرم ۷
وز شعله رخستار تو هنگامه ما گرم ۱
ترسم ز لطافت شود از رنگ به رنگی
بسیار گل روی تو را کرده حیا گرم ۲
چون شمع برافروخته از وی بچکد موم
از عکس تو شد آینه را بس که قفا گرم ۳
از مردمکم دیده بد دور که امروز
آمد به نظر تیر توام نام خدا گرم ۴
نگذاشت که از آتش عشق تو شود سرد
برداشت ز جا پیکرم از خاک هما گرم ۵
چون پای تو رنگین شود از دیده خونبار
دیگر نشود رونق بازار حنا گرم ۶
بر مشت حنا پا مزن ای شوخ که قصاب
کرده به سر آتش سوزان تو جا گرم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۶ - گر در این ظلمت چراغی پیش پا میداشتم
گوهر بعدی:شماره ۲۴۸ - کارم ز عقل راست نشد بر جنون زدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.