خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر رنجها و سختیهای زندگی است که شاعر در مسیر عشق و آرزوهایش متحمل شده است. او از غم و بیمهری روزگار مینالد، اما در نهایت به تسلیم و آرامش میرسد. همچنین، اشارهای به شهادت و فداکاری دارد که نشاندهندهی عمق احساسات و باورهای شاعر است.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مفاهیمی مانند شهادت و رنج ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۲۴۲ - مردیم ز غم تا به تو خودکام رسیدیم
مردیم ز غم تا به تو خودکام رسیدیم
از سایه تیغت به سرانجام رسیدیم ۱
خواندیم چو لوح سر خاک شهدا را
بر مطلب بیمهری ایام رسیدیم ۲
روزی که برون آمده از بیضه شوقت
پر نازده اول به سر دام رسیدیم ۳
در عشق تو گشتیم دمی گرم که چون صبح
از یک نفس عمر به انجام رسیدیم ۴
بسیار طپیدن ندهد فایده در خاک
تسلیم چو گشتیم به آرام رسیدیم ۵
بیبهره از آن زلف نشد گردن قصاب
ما نیز به یک حلقه از این دام رسیدیم ۶
از سایه تیغت به سرانجام رسیدیم ۱
خواندیم چو لوح سر خاک شهدا را
بر مطلب بیمهری ایام رسیدیم ۲
روزی که برون آمده از بیضه شوقت
پر نازده اول به سر دام رسیدیم ۳
در عشق تو گشتیم دمی گرم که چون صبح
از یک نفس عمر به انجام رسیدیم ۴
بسیار طپیدن ندهد فایده در خاک
تسلیم چو گشتیم به آرام رسیدیم ۵
بیبهره از آن زلف نشد گردن قصاب
ما نیز به یک حلقه از این دام رسیدیم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۱ - بر میان تاری ز زلف یار میخواهد دلم
گوهر بعدی:شماره ۲۴۳ - شبی ای مه به پابوست رسیدن آرزو دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.