خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق است. شاعر از فداکاریهای خود در راه معشوق، ریختن خون و اشک، و تحمل درد و اندوه سخن میگوید. همچنین، اشارهای به ندامت و بیفایده بودن اشکها در برابر معشوق دارد.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۳۳ - تا خون خویش در ره جانانه ریختیم
تا خون خویش در ره جانانه ریختیم
آبی به پای آن بت فرزانه ریختیم ۱
کردیم ظرف دیده لبالب ز خون دل
این باده را ز ظرف به پیمانه ریختیم ۲
دادیم جای مهر تو را در زمین دل
تخمی به خاک این ده ویرانه ریختیم ۳
اندوه و داغ و درد و غم و آتش فراق
کردیم جمع و در دل دیوانه ریختیم ۴
قصاب آب اشگ ندامت نداشت سود
چندان که پیش محرم و بیگانه ریختیم ۵
آبی به پای آن بت فرزانه ریختیم ۱
کردیم ظرف دیده لبالب ز خون دل
این باده را ز ظرف به پیمانه ریختیم ۲
دادیم جای مهر تو را در زمین دل
تخمی به خاک این ده ویرانه ریختیم ۳
اندوه و داغ و درد و غم و آتش فراق
کردیم جمع و در دل دیوانه ریختیم ۴
قصاب آب اشگ ندامت نداشت سود
چندان که پیش محرم و بیگانه ریختیم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۲ - به عشق تو گر سر نبازم چه سازم
گوهر بعدی:شماره ۲۳۴ - میان خوبرویان تا نمودند انتخاب از هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.