خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از ترسهای مختلف خود سخن میگوید: ترس از دوری معشوق، ترس از غمزههای نازکبینانه او، ترس از نرسیدن به وصال یار، و ترس از عشق آتشین که مانند پروانهای به دور شمع میسوزد. او همچنین تفاوت خود با بلبل را در ترس از گل بیخار میداند.
متن حاوی مضامین عاشقانه پیچیده و استعارههای شاعرانه است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غمزه و عشق آتشین ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد.
شماره ۲۲۵ - ز حرف مدعی از الفت دلدار میترسم
ز حرف مدعی از الفت دلدار میترسم
چمن پروردهام از دوری گلزار میترسم ۱
ندارم قوّت دیدار ابروی کمانش را
ز تیر غمزه آن ترک بی زنهان میترسم ۲
میان ما و بلبل در چمن فرقی که هست این است
که او از خار و من از آن گل بیخار میترسم ۳
به من تا گشت ظاهر کز وفا دوراند مهرویان
همه از هجر و من از روز وصل یار میترسم ۴
همه شب میپرم پروانهسان بر گرد بالایش
ولی از آرزوی حسرت دیدار میترسم ۵
نمیگیرم ز لعلش بوسهای قصاب تا دانی
گیاه خشگم از آن آتش رخسار میترسم ۶
چمن پروردهام از دوری گلزار میترسم ۱
ندارم قوّت دیدار ابروی کمانش را
ز تیر غمزه آن ترک بی زنهان میترسم ۲
میان ما و بلبل در چمن فرقی که هست این است
که او از خار و من از آن گل بیخار میترسم ۳
به من تا گشت ظاهر کز وفا دوراند مهرویان
همه از هجر و من از روز وصل یار میترسم ۴
همه شب میپرم پروانهسان بر گرد بالایش
ولی از آرزوی حسرت دیدار میترسم ۵
نمیگیرم ز لعلش بوسهای قصاب تا دانی
گیاه خشگم از آن آتش رخسار میترسم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۴ - نمیرفتم برون از جاده گر هشیار میبودم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۶ - ای شمع دلافروز به قربان تو گردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.