خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از درد و رنج عشق و شوق رسیدن به معشوق سخن میگوید. شاعر از عشق و جنون آن مینالد و آرزوی رهایی از غم و وصال یار را دارد. او از تأثیر نگاه معشوق و رهایی از بندهای دنیوی میسراید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی مفاهیم مانند جنون عشق و رهایی از وجود و عدم ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۸۹ - عشق آمد و مرا ز الم میکند خلاص
عشق آمد و مرا ز الم میکند خلاص
شوق غم توام ز ستم میکند خلاص ۱
شور جنونت ار برسد یک جهت مرا
از ورطه وجود و عدم میکند خلاص ۲
یاری کند اگر مژه در راه کوی دوست
ما را ز دست نقش قدم میکند خلاص ۳
یک جلوه تو ای مه من بتپرست را
یکبارگی ز قید صنم میکند خلاص ۴
وصلت دچار گر شود ای دلربا مرا
از جستجوی دیر و حرم میکند خلاص ۵
ما را دل از نظاره گلهای داغ تو
از آرزوی باغ ارم میکند خلاص ۶
قصاب اگر نقاب گشاید ز رخ نگار
دست مرا ز دامن غم میکند خلاص ۷
شوق غم توام ز ستم میکند خلاص ۱
شور جنونت ار برسد یک جهت مرا
از ورطه وجود و عدم میکند خلاص ۲
یاری کند اگر مژه در راه کوی دوست
ما را ز دست نقش قدم میکند خلاص ۳
یک جلوه تو ای مه من بتپرست را
یکبارگی ز قید صنم میکند خلاص ۴
وصلت دچار گر شود ای دلربا مرا
از جستجوی دیر و حرم میکند خلاص ۵
ما را دل از نظاره گلهای داغ تو
از آرزوی باغ ارم میکند خلاص ۶
قصاب اگر نقاب گشاید ز رخ نگار
دست مرا ز دامن غم میکند خلاص ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۸ - بدان قرار که تن را بود به جان اخلاص
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰ - میکند بیگنهام هر نفس آن یار قصاص
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.