خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حسرت و ناتوانی در برابر تقدیر، احساس تنهایی و بیقراری، و ناامیدی از بهبود شرایط سخن میگوید. شاعر از بیتفاوتی دیگران، زخمهای عاطفی، و بیتأثیری دعاها شکایت دارد و در نهایت به پذیرش اشتباهات و نقصهای خود میرسد.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، همراه با بیان احساسات پیچیده و ناامیدی، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. همچنین، برخی مضامین مانند پذیرش تقدیر و شکست عاطفی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۷۵ - آنچه ناید هرگزم از دست تدبیر است و بس
آنچه ناید هرگزم از دست تدبیر است و بس
گردنم در حلقه فرمان تقدیر است و بس ۱
بس ندارد الفتی با یکدگر آب و گلم
روز و شب ویرانهام در فکر تعمیر است و بس ۲
آنکه هرگز در میان حلقه همصحبتان
کفش در پایم نسازد تنگ زنجیر است و بس ۳
بس هدف گشتم ز هر جانب خدنگ غمزه را
قوت پرواز بالم از سر تیر است و بس ۴
آنچه در خلوتسرای دوست هر شب تا سحر
رویگردان از دعایم گشته تأثیر است و بس ۵
میرود از سر غرور جهل چون مو شد سفید
زهر را در عالم حکمت دوا شیر است و بس ۶
برنمیآید ز من قصاب کاری در جهان
آنچه میآید ز من هر لحظه تقصیر است و بس ۷
گردنم در حلقه فرمان تقدیر است و بس ۱
بس ندارد الفتی با یکدگر آب و گلم
روز و شب ویرانهام در فکر تعمیر است و بس ۲
آنکه هرگز در میان حلقه همصحبتان
کفش در پایم نسازد تنگ زنجیر است و بس ۳
بس هدف گشتم ز هر جانب خدنگ غمزه را
قوت پرواز بالم از سر تیر است و بس ۴
آنچه در خلوتسرای دوست هر شب تا سحر
رویگردان از دعایم گشته تأثیر است و بس ۵
میرود از سر غرور جهل چون مو شد سفید
زهر را در عالم حکمت دوا شیر است و بس ۶
برنمیآید ز من قصاب کاری در جهان
آنچه میآید ز من هر لحظه تقصیر است و بس ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۴ - در دلم عیشی که میبینم غم یار است و بس
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶ - غرقه دریای عشقیم از کنار ما مپرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.