خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد فراق و عشق سخن میگوید. او از اشکهایش، وفاداری به معشوق، و نیاز به یاری او در روز حساب میگوید. همچنین، اشارهای به صبر در برابر دردها و تسلیم در برابر اراده معشوق دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۷۳ - بازم از خون جگر دیده تر شد لبریز
بازم از خون جگر دیده تر شد لبریز
پایت از چشم من آلوده نگردد، پرهیز ۱
طفل اشگم نزند پا به زمین از دامن
چه کند پیش پدر هست جگرگوشه عزیز ۲
تو به فریاد رس ای دوست که در روز حساب
نیست در دست به جز داغ توام دستاویز ۳
ساقی دهر گرت جام ببخشد زنهار
جز می شوق اگر آب حیات است بریز ۴
هست در بستر غم شب همه شب تا به سحر
حلقه زلف تو بر زخم دعا غالیه بیز ۵
صبر در کشتن قصاب ستمکش ز چه روی
گردن او به رضای تو و شمشیر تو تیز ۶
پایت از چشم من آلوده نگردد، پرهیز ۱
طفل اشگم نزند پا به زمین از دامن
چه کند پیش پدر هست جگرگوشه عزیز ۲
تو به فریاد رس ای دوست که در روز حساب
نیست در دست به جز داغ توام دستاویز ۳
ساقی دهر گرت جام ببخشد زنهار
جز می شوق اگر آب حیات است بریز ۴
هست در بستر غم شب همه شب تا به سحر
حلقه زلف تو بر زخم دعا غالیه بیز ۵
صبر در کشتن قصاب ستمکش ز چه روی
گردن او به رضای تو و شمشیر تو تیز ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۲ - گر شوی آشنا به سوز و گداز
گوهر بعدی:شماره ۱۷۴ - در دلم عیشی که میبینم غم یار است و بس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.