خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غنایی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است که با توصیف زیباییها و جذابیتهای او همراه است. شاعر از دوری و هجران مینالد و از بیوفایی و سنگدلی معشوق شکایت میکند. در عین حال، با تصاویر زیبا و استعارههای هنرمندانه، عشق و شیفتگی خود را به نمایش میگذارد.
این شعر حاوی مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها مانند 'ریزی بر زمین خون اسیران' و 'ابروی خونریزش از شمشیر برّانتر' ممکن است برای مخاطبان جوان تر مناسب نباشد.
شماره ۱۶۱ - ندیدم چون تو شوخ از سرکشی برگشتهمژگانتر
ندیدم چون تو شوخ از سرکشی برگشتهمژگانتر
ندیدم از تو آشوب جهانی نامسلمانتر ۱
ز بهر آنکه ریزی بر زمین خون اسیران را
شوی از چشم مست خویشتن هر روز مستانتر ۲
خرام از قد و قد از ناز و ناز از جلوه زیباتر
نگاه از چشم و چشم از طور و طور از شیوه فتانتر ۳
بیان کردم حدیث دوری و شرح شب هجران
پریشان کرد زلف و گفت از زلفم پریشانتر ۴
ز بهر پیشکش جان بر کف دست آمدم سویش
چو دیدم ابروی خونریزش از شمشیر برّانتر ۵
چو بشنید از غزل را از ره مهر و وفا سویم
تبسم کرد و گفت ای خانه از ویرانه ویرانتر ۶
تو گر قصاب خواهی سبز بستان محبت را
بباید کرد پیدا دیدهای از ابر گریانتر ۷
ندیدم از تو آشوب جهانی نامسلمانتر ۱
ز بهر آنکه ریزی بر زمین خون اسیران را
شوی از چشم مست خویشتن هر روز مستانتر ۲
خرام از قد و قد از ناز و ناز از جلوه زیباتر
نگاه از چشم و چشم از طور و طور از شیوه فتانتر ۳
بیان کردم حدیث دوری و شرح شب هجران
پریشان کرد زلف و گفت از زلفم پریشانتر ۴
ز بهر پیشکش جان بر کف دست آمدم سویش
چو دیدم ابروی خونریزش از شمشیر برّانتر ۵
چو بشنید از غزل را از ره مهر و وفا سویم
تبسم کرد و گفت ای خانه از ویرانه ویرانتر ۶
تو گر قصاب خواهی سبز بستان محبت را
بباید کرد پیدا دیدهای از ابر گریانتر ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۰ - بتی دارم به حسن از کافرستان کافرستانتر
گوهر بعدی:شماره ۱۶۲ - دارم بتی ز کج کلهان کجکلاهتر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.