خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و غمگین از درد عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از جفاهای معشوق، بی‌قراری، و سوختن در آتش عشق می‌نالد، اما در عین حال، به‌رغم تمام رنج‌ها، هنوز به محبت معشوق وابسته است. تصاویری مانند تیغ، خاکستر، و دود عنبرین به‌کار رفته‌اند تا عمق درد و شوریدگی شاعر را نشان دهند.

متن از مفاهیم عمیق عاشقانه و رنج‌های عاطفی استفاده می‌کند که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و واژگان به‌کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارند.

مشاهده کامل

شماره ۱۲۸ - مگر تیر جفای یار پر در بسترم دارد

مگر تیر جفای یار پر در بسترم دارد
که امشب خواب راحت راه بر چشم ترم دارد ۱

محبت این‌قدر دارد به قتلم کز پس مردن
به جای خشت تیغش دست در زیر سرم دارد ۲

مرا سوزاند و دست از دامن من دل برنمی‌دارد
هنوز آن برق جولان کار با خاکسترم دارد ۳

مراد دل بود پیمانه‌ای از گردش چشمش
وگرنه این‌قدر خونی که خواهد ساغرم دارد ۴

به قربان تو، بی‌کس نیستم در کنج تنهایی
همان تیغ تو گاهی راه پایی بر سرم دارد ۵

چو خار آشیان آن رشک طاووس از ره شوخی
گهی در زیر پا گاهی به زیر شهپرم دارد ۶

مرا چون سوختی بو عبیر از کلبه‌ام بشنو
همان خال تو دود عنبرین در مجمرم دارد ۷

چو باقی دار دیوانم به دور خطّ او قصاب
که حسن کافرستانش حساب دفترم دارد ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۲۷ - عشق آن روزی که با دل‌ها نمک را تازه کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹ - خوبان چو خنده بر من بی‌تاب کرده‌اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.