خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که بر بیاهمیتی دنیا و گذرا بودن زندگی تأکید دارد. شاعر از عشق الهی سخن میگوید و بیان میکند که تمام آرزوها و تلاشهای دنیوی در نهایت بیارزش هستند. او مخاطب را به تفکر در مورد گذشت زمان و نزدیکی به مرگ فرا میخواند و توصیه میکند که به جای دلبستگی به دنیا، تسلیم عشق الهی شود.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، اشاره به مرگ و گذرا بودن زندگی ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم یا ناراحتکننده باشد.
شماره ۶۴ - در کف عاشق به غیر برگ کاهی بیش نیست
در کف عاشق به غیر برگ کاهی بیش نیست
نه فلک پیشش نشان تیر آهی بیش نیست ۱
چیست این طول امل فکری کن ای سستاعتقاد
بر سر آمد وعده آخر سال و ماهی بیش نیست ۲
میرود از باد خوشتر ابلق لیل و نهار
روز و شب یک گردش چشم سیاهی بیش نیست ۳
چند در هامون توان گردید ای حقناشناس
تا به منزلگاه جانان مدّ آهی بیش نیست ۴
آتش کین چند افروزی و خواهی سوختن
استخوان من که یک مشت گیاهی بیش نیست ۵
در رهش قصاب چون بسمل شدی تسلیم باش
دست و پا تا چند آخر قتلگاهی بیش نیست ۶
نه فلک پیشش نشان تیر آهی بیش نیست ۱
چیست این طول امل فکری کن ای سستاعتقاد
بر سر آمد وعده آخر سال و ماهی بیش نیست ۲
میرود از باد خوشتر ابلق لیل و نهار
روز و شب یک گردش چشم سیاهی بیش نیست ۳
چند در هامون توان گردید ای حقناشناس
تا به منزلگاه جانان مدّ آهی بیش نیست ۴
آتش کین چند افروزی و خواهی سوختن
استخوان من که یک مشت گیاهی بیش نیست ۵
در رهش قصاب چون بسمل شدی تسلیم باش
دست و پا تا چند آخر قتلگاهی بیش نیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳ - یک نفس بی یاد جانان زندگانی مشکل است
گوهر بعدی:شماره ۶۵ - اگر داغ جنون خون بر دل ما میکند مرد است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.