شخصیت متن از گریه فارغ شده و به رنگ و بوی خود اشاره میکند. او از بلایا و مشکلاتی که به دلیل ویژگیهایش به سوی او میآیند شکایت میکند و از صیادان بیرحم و تیراندازانی که به خاطر بالهایش به او حمله میکنند، میترسد. او احساس ضعف و ناتوانی در کنترل سرنوشت خود دارد و نگران است که به دلیل این مشکلات، زشت و منفور شود. در نهایت، او به سلاح عجیب خود اشاره میکند که باعث جلب توجه و مشکلات بیشتر میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
بخش ۳۲ - جواب گفتن طاوس آن سایل را
که تو رَنگ و بوی را هستی گِرو ۱
آن نمیبینی که هر سو صد بَلا
سویِ من آید پِیِ این بالها؟ ۲
ای بَسا صَیّادِ بیرَحمَت مُدام
بَهْرِ این پَرها نَهَد هر سومْ دام ۳
چند تیرانداز بَهْرِ بالها
تیر سویِ من کَشَد اَنْدَر هوا؟ ۴
چون ندارم زور و ضَبْطِ خویشتن
زین قَضا و زین بَلا و زین فِتَن ۵
آن بِهْ آید که شَوَم زشت و کَریه
تا بُوَم ایمِن دَرین کُهْسار و تیه ۶
این سِلاحِ عُجْبِ من شُد ای فَتی
عُجْب آرَد مُعْجَبان را صد بَلا ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.