خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، به زیباییهای معشوق و درد عشق اشاره دارد. شاعر با استفاده از استعارهها و تضادهای زیبا، حالات عاشقانه و سردرگمی خود را در برابر معشوق بیان میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۵۳ - مهر تو به هر سینه عیان است و عیان نیست
مهر تو به هر سینه عیان است و عیان نیست
چون عکس در آیینه نهان است و نهان نیست ۱
با خلق جهان چشم سیهمست تو گویا است
این طرفه که با جمله زبان است و زبان نیست ۲
فریاد که سررشته آشوب دو عالم
پیوسته در آن موی میان است و میان نیست ۳
درد غم عشق تو رسیده است به صد جان
این جنس بدین نرخ گران است و گران نیست ۴
چون روی تو خورشید مرا در نظر آید
حیرتزدهام زآنکه نه آن است و نه آن نیست ۵
ابروش کمان است و کمانش نتوان گفت
قربان شوم آن را که کمان است و کمان نیست ۶
تا دیده ز دل خون رود و باز پس آید
آب سر این چشمه روان است و روان نیست ۷
بر هر که زند تیر جفایی به تو بندند
قصاب تو را سینه نشان است و نشان نیست ۸
چون عکس در آیینه نهان است و نهان نیست ۱
با خلق جهان چشم سیهمست تو گویا است
این طرفه که با جمله زبان است و زبان نیست ۲
فریاد که سررشته آشوب دو عالم
پیوسته در آن موی میان است و میان نیست ۳
درد غم عشق تو رسیده است به صد جان
این جنس بدین نرخ گران است و گران نیست ۴
چون روی تو خورشید مرا در نظر آید
حیرتزدهام زآنکه نه آن است و نه آن نیست ۵
ابروش کمان است و کمانش نتوان گفت
قربان شوم آن را که کمان است و کمان نیست ۶
تا دیده ز دل خون رود و باز پس آید
آب سر این چشمه روان است و روان نیست ۷
بر هر که زند تیر جفایی به تو بندند
قصاب تو را سینه نشان است و نشان نیست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲ - از قدت امروز گلشن را صفای دیگر است
گوهر بعدی:شماره ۵۴ - رفتهرفته رفتم از یادت ببین احوال چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.