خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و پراحساس، از عشق و دلباختگی سخن میگوید. شاعر با توصیف زیبایی معشوق و تأثیر عمیق او بر دل عاشق، از اضطراب، شوریدگی و عذاب عشق میگوید. همچنین، از بیرحمی معشوق و رنجهای عاشق سخن به میان میآورد.
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۴۷ - خاک رخسارش که دل در پیچ و تاب انداخته است
خاک رخسارش که دل در پیچ و تاب انداخته است
صد چو من شوریده را در اضطراب انداخته است ۱
هندوی آتشپرستی کافر عاشقکشی
کرده عریان خویش را بر آفتاب انداخته است ۲
عارضش آورده از خط گردهای بر روی کار
از نو آشوبی به دلهای خراب انداخته است ۳
خال لب را کاتب تقدیر در تحریر صنع
نقطهای بر روی خط انتخاب انداخته است ۴
از لب و دندان او کردم سؤال آهسته گفت
عقد مروارید ساقی در شراب انداخته است ۵
نیست اصلا رحم در دل گلرخان دهر را
بیسبب قصاب خود را در عذاب انداخته است ۶
صد چو من شوریده را در اضطراب انداخته است ۱
هندوی آتشپرستی کافر عاشقکشی
کرده عریان خویش را بر آفتاب انداخته است ۲
عارضش آورده از خط گردهای بر روی کار
از نو آشوبی به دلهای خراب انداخته است ۳
خال لب را کاتب تقدیر در تحریر صنع
نقطهای بر روی خط انتخاب انداخته است ۴
از لب و دندان او کردم سؤال آهسته گفت
عقد مروارید ساقی در شراب انداخته است ۵
نیست اصلا رحم در دل گلرخان دهر را
بیسبب قصاب خود را در عذاب انداخته است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶ - نخلی است روزگار و مرا تیشه شیشه است
گوهر بعدی:شماره ۴۸ - چرخ از آن روزی که سرگردانی خود دیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.