خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از رنجهای عاشق و نگاههای پراحساس او مینویسد. شاعر از زیباییهای معشوق مانند رخسار، قد و چشمهایش یاد میکند و به تأثیرات عمیق این زیباییها بر عاشق اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاطفی و احساسی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۶ - بیایید ای حریفان تا مگر جوییم راهی را
بیایید ای حریفان تا مگر جوییم راهی را
به سوی عشق از این نامرادیها پناهی را ۱
ز رخسار و قد و چشم تو هر کس میبرد بخشی
گلستان رنگ و سرو اندام و آهو خوشنگاهی را ۲
بر آب افتد اگر عکسی از آن برگشته مژگانش
برون آرد روان از آب چون قلاب ماهی را ۳
به تقصیر نگاهی میدهد جان در ره جانان
چو عاشق کس نمیداند زبان عذرخواهی را ۴
متاع ناروایی داری از قصاب از او بگذر
که اینجا میپسندند اشگ سرخ و رنگ کاهی را ۵
به سوی عشق از این نامرادیها پناهی را ۱
ز رخسار و قد و چشم تو هر کس میبرد بخشی
گلستان رنگ و سرو اندام و آهو خوشنگاهی را ۲
بر آب افتد اگر عکسی از آن برگشته مژگانش
برون آرد روان از آب چون قلاب ماهی را ۳
به تقصیر نگاهی میدهد جان در ره جانان
چو عاشق کس نمیداند زبان عذرخواهی را ۴
متاع ناروایی داری از قصاب از او بگذر
که اینجا میپسندند اشگ سرخ و رنگ کاهی را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵ - ز هر جانب که آن سرو روان خندان شود پیدا
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - پیچ و تاب زلف مشکینت شده زنجیرها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.