خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از مولانا یا یکی از شاعران صوفیمسلک است که به موضوعاتی مانند عشق الهی، ترک دنیا، رنجهای روحی و نیاز به هدایت معنوی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند نور درون، وادی عشق، جراحتهای دل و نیاز به راهنمایی برای کجروان سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از مضامین مانند رنج روحی و ترک هستی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۱ - میرساند از ره ظلمت به منزل مور را
میرساند از ره ظلمت به منزل مور را
آنکه پنهان در دل هر ذره دارد نور را ۱
وادی عشق است و اول ترک هستی گفتهام
کردهام بر خویشتن نزدیک راه دور را ۲
به نگردد از رفوکاری جراحتهای دل
بخیه بینفع است زخم کاری ناسور را ۳
زهر چشمش را هجوم گریهام در کار بود
تلخی بادام او میخواست آب شور را ۴
کجروان را راستی باید که گردد دستگیر
میشود رهبر عصا در وقت رفتن کور را ۵
ظالمان را آتشی جز حرص نتواند گداخت
شعلهای باید که سوزد خانه زنبور را ۶
با سفال خویش هر کس میتواند ساختن
میزند بر فرق قیصر کاسه فغفور را ۷
پنجه مژگان او قصاب چون بربود دل
همچو شهبازیست کز جا بر کند عصفور را ۸
آنکه پنهان در دل هر ذره دارد نور را ۱
وادی عشق است و اول ترک هستی گفتهام
کردهام بر خویشتن نزدیک راه دور را ۲
به نگردد از رفوکاری جراحتهای دل
بخیه بینفع است زخم کاری ناسور را ۳
زهر چشمش را هجوم گریهام در کار بود
تلخی بادام او میخواست آب شور را ۴
کجروان را راستی باید که گردد دستگیر
میشود رهبر عصا در وقت رفتن کور را ۵
ظالمان را آتشی جز حرص نتواند گداخت
شعلهای باید که سوزد خانه زنبور را ۶
با سفال خویش هر کس میتواند ساختن
میزند بر فرق قیصر کاسه فغفور را ۷
پنجه مژگان او قصاب چون بربود دل
همچو شهبازیست کز جا بر کند عصفور را ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰ - اگر آن شمع بزم دل رود مستانه در صحرا
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - توان دیدن ز روی پیرهن چون گل صفایش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.