خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، عشق، زیبایی، بیوفایی، رنجهای عاشقانه، و رهایی از تظاهر را بیان میکند. شاعر از ناپایداری دنیا و لذتهای آن سخن میگوید و به دنبال حقیقت و معنویت است.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و جدایی نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارد.
شماره ۵ - نهاده حسن تو بنیاد دلربایی را
نهاده حسن تو بنیاد دلربایی را
گرفته گل ز رخت بوی بیوفایی را ۱
کسی نیافته قدر برهنه پایی را
خراج نیست در این ملک بینوایی را ۲
رسا نمیشود از سعی خامه تقدیر
به قد آن که بریدند نارسایی را ۳
ز خون دل ثمری جلوه ده در این گلزار
چو سرو چند کنی پیشه خودنمایی را ۴
ز زهد خشک به تنگ آمدم شراب کجاست
که تا به آب دهم خرقهٔ ریایی را ۵
رضا به عشرت عالم نمیشود قصاب
کسی که یافت چو من لذت جدایی را ۶
گرفته گل ز رخت بوی بیوفایی را ۱
کسی نیافته قدر برهنه پایی را
خراج نیست در این ملک بینوایی را ۲
رسا نمیشود از سعی خامه تقدیر
به قد آن که بریدند نارسایی را ۳
ز خون دل ثمری جلوه ده در این گلزار
چو سرو چند کنی پیشه خودنمایی را ۴
ز زهد خشک به تنگ آمدم شراب کجاست
که تا به آب دهم خرقهٔ ریایی را ۵
رضا به عشرت عالم نمیشود قصاب
کسی که یافت چو من لذت جدایی را ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴ - ای کز دو زلف سرکشت داریم در تن تابها
گوهر بعدی:شماره ۶ - خط سبز از رخت چون سر زند جان میکند پیدا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.