خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این شعر، شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و بیان میکند که غم ناشی از عشق به او، جانها را به دام انداخته است. او از درد فراق و غم معشوق مینالد و احساس میکند که دلش در این راه، جان خود را از دست میدهد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات سنگین ممکن است برای سنین پایین جذابیت یا فهم آسانی نداشته باشد.
شماره ۱۴ - گر از رخ مه زلف چو چوگان ببرد
گر از رخ مه زلف چو چوگان ببرد
در حسن ز مه گوی ز میدان ببرد ۱
جانها همه افتاده به دام غمش اند
از دست غمش دلم کجا جان ببرد ۲
در حسن ز مه گوی ز میدان ببرد ۱
جانها همه افتاده به دام غمش اند
از دست غمش دلم کجا جان ببرد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - معبود همیشه در سفر یارت باد
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - مه تاب ز روی چون خونت می گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.