خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر توصیف میکند که با طلوع صبح، فردی زیبا (حسنی) را دیده که چنان تأثیرگذار بوده که هوش از سرش رفته است. او از این اتفاق شگفتزده شده و در نهایت، آن فرد زیبا سر او را برداشته است (کنایه از مجذوب شدن یا عاشق شدن).
این متن دارای مفاهیم عاطفی و نمادین است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۱۱ - محسن
امروز چو دست صبح دامن برداشت
حسنی دیدم که هوش از تن برداشت ۱
کی دانستم که چون بود واژونه
در پاش فتادم او سر من برداشت ۲
حسنی دیدم که هوش از تن برداشت ۱
کی دانستم که چون بود واژونه
در پاش فتادم او سر من برداشت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰ - چون مهر پری ز خاتم جم برداشت
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - افسوس که آن یار پسندیده برفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.