خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از سرگردانی خود در جستجوی نام معشوق میگوید و با دیدن زلف معشوق بر رخ او، گمان میبرد که خورشید در آغوش شب قرار گرفته است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد.
شمارهٔ ۱ - خوش
آفتابی که بنده سرگردان
نام او را چو ذرّه در طلب است ۱
زلف بر رخ نهاد و من گفتم
سر خورشید در کنار شب است ۲
نام او را چو ذرّه در طلب است ۱
زلف بر رخ نهاد و من گفتم
سر خورشید در کنار شب است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:ترکیببند
گوهر بعدی:شماره ۲ - ای جوادی که به یک بخشش دست زادۀ تست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.