خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر به ستایش معشوق و بیان دردهای عشق میپردازد. او معشوق را به پادشاهی تشبیه میکند که خود بندهاش است و از حکم او نمیتوان سرپیچی کرد. شاعر از غم و درد عشق مینالد و آرزو میکند که معشوق رحمتی بر او بکند. در پایان، او از ناآگاهی طبیب نسبت به درد دلش شکایت میکند و از تباهی احوال خود میگوید.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۲۷۷ - ای حسن ترا مثال شاهی
ای حسن ترا مثال شاهی
آیینه رحمت الهی ۱
عشق تو کمین گشاد ناگاه
بگرفت ز ماه تا به ماهی ۲
از حکم تو سر چگونه پیچم
من بنده ام و تو پادشاهی ۳
شام است ز چهره زلف برگیر
بنمای سپیدی از سیاهی ۴
در پات فشانم از سر دست
از من سر و جان اگر بخواهی ۵
هر صبحدم از غمت بنالم
ماننده مرغ صبحگاهی ۶
دردا! که طبیب ما ندانست
حال دل ریش ما کماهی ۷
هرگز نشینده ام که باشد
احوال کسی بدین تباهی ۸
دین رفت جلال گو برو نام
سر رفت و تو در غم کلاهی ۹
آیینه رحمت الهی ۱
عشق تو کمین گشاد ناگاه
بگرفت ز ماه تا به ماهی ۲
از حکم تو سر چگونه پیچم
من بنده ام و تو پادشاهی ۳
شام است ز چهره زلف برگیر
بنمای سپیدی از سیاهی ۴
در پات فشانم از سر دست
از من سر و جان اگر بخواهی ۵
هر صبحدم از غمت بنالم
ماننده مرغ صبحگاهی ۶
دردا! که طبیب ما ندانست
حال دل ریش ما کماهی ۷
هرگز نشینده ام که باشد
احوال کسی بدین تباهی ۸
دین رفت جلال گو برو نام
سر رفت و تو در غم کلاهی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۶ - ای به بازار غم عشق تو صد جان به جوی
گوهر بعدی:شماره ۲۷۸ - تا بدو کرده ام تولاّیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.