خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر حالتی از غم و اندوه است که شاعر و همراهانش در آن غوطهور هستند. در حالی که دیگران به دنبال شادی هستند، آنها با غم خود و دیگران همراه شدهاند. شاعر از تنهایی و رنج سخن میگوید و اشاره میکند که حتی خورشید نیز گرد و غبار غم را از چشمانش پاک کرده است. این متن احساساتی عمیق و فلسفی دربارهی غم و رنج انسانها را بیان میکند.
مفاهیم عمیق و فلسفی موجود در شعر، مانند غم، تنهایی و مرگ، برای درک و هضم نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند.
شماره ۲۴۴ - ماییم و دلی به غم نشسته
ماییم و دلی به غم نشسته
روزان و شبان دُژم نشسته ۱
هر کس پی شادیی گرفتند
ما با غم او به هم نشسته ۲
خلقی ز غم دهان تنگش
در رهگذر عدم نشسته ۳
راحت طلبند مردم از دوست
ما منتظر الم نشسته ۴
ماییم ز شادی دو عالم
برخاسته و به غم نشسته ۵
آن طرّه نگر چو شاخ سنبل
در باغچه ارم نشسته ۶
خورشید به دیده پاک کرده
گردی که بر آن قدم نشسته ۷
در شرح غمش جلال باشد
همواره پس قلم نشسته ۸
روزان و شبان دُژم نشسته ۱
هر کس پی شادیی گرفتند
ما با غم او به هم نشسته ۲
خلقی ز غم دهان تنگش
در رهگذر عدم نشسته ۳
راحت طلبند مردم از دوست
ما منتظر الم نشسته ۴
ماییم ز شادی دو عالم
برخاسته و به غم نشسته ۵
آن طرّه نگر چو شاخ سنبل
در باغچه ارم نشسته ۶
خورشید به دیده پاک کرده
گردی که بر آن قدم نشسته ۷
در شرح غمش جلال باشد
همواره پس قلم نشسته ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۳ - ای بی سببی ز بنده برگشته
گوهر بعدی:شماره ۲۴۵ - قدحی نوش کن و جرعه به مخموران ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.