این شعر عاشقانه و غزلگونه، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعارههای زیبا، به توصیف معشوق و جذابیتهای او مانند زلفان سیاه، رخسار زیبا و چشمهای فریبنده میپردازد. شاعر از عشق و دلباختگی سخن میگوید و احساسات خود را با واژههای پراحساس و موزون بیان میکند.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد. سن 16 سال به بالا مناسب است زیرا مخاطبان در این سن توانایی درک مفاهیم عمیقتر و زیباییشناسی شعر را دارند.
شماره ۲۴۱ - ای سایبان شاهی بر آفتاب بسته
برگرد ماه زنجیر از مشک ناب بسته ۱
بالای تو ز زلفت سروی ست عنبرافشان
رخسار تو ز خطّت ماهی نقاب بسته ۲
جادوی زلف شستت بر چشم مَی پرستت
صد فتنه را به افسون در عین خواب بسته ۳
زلف کژ تو داده بر باد خاک عنبر
روی تو از لطافت آتش در آب بسته ۴
ای چشم ناتوانت در آرزوی لعلت
مستی که هست دایم دل در شراب بسته ۵
این سایه بان حُسنت کز عنبرش طناب است
بینی همیشه زین پس دل در طناب بسته ۶
از تاب مهر رویت در کان جان عاشق
دل خون گشوده آنگه یاقوت ناب بسته ۷
شد اوّلم جگرخون و آمد ز دیده بیرون
بار دگر جگر شد خونی کباب بسته ۸
کرده ست نرگس تو خون جلال غارت
وز بند زلفت او را در اضطراب بسته ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.