خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردآلود شاعر است که با تصاویر شاعرانهای مانند شمع، دود، آه، چرخ کبود و ... به توصیف غم و اندوه خود میپردازد. شاعر از ناامیدی، شکست و درد درونی سخن میگوید و آرزو میکند که بتواند با قدرت احساساتش، جهان را تغییر دهد.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۰۴ - هر شام شمع چرخ ز طارم درافکنم
هر شام شمع چرخ ز طارم درافکنم
وز آه تیره دود به عالم درافکنم ۱
از چهره گه فشانم بر جان زار خود
چرخ کبودپوش به ماتم درافکنم ۲
روزی ز تاب ذرّه به یک منجنیق آه
نُه قلعه فلک همه از هم درافکنم ۳
یک دم برآورم چو دم صبح و چرخ را
هر مشعله که هست به طارم درافکنم ۴
مغز زمانه جوش زند هر شبی چو من
در ساغر ضمیر می غم درافکنم ۵
از سوز من بسوزد و خاکستری می شود
گر آتشی ز دل به جهنّم درافکنم ۶
گر تخت و مُ لک جم همگی زان من شود
ترسم ز دست بخت که خاتم درافکنم ۷
دردی و مرهمی اگر افتد به دست دل
دردم به دل ماند و مرهم درافکنم ۸
از گریه جلال درآید به موج خون
گر قطره ای به دیده قلزم درافکنم ۹
وز آه تیره دود به عالم درافکنم ۱
از چهره گه فشانم بر جان زار خود
چرخ کبودپوش به ماتم درافکنم ۲
روزی ز تاب ذرّه به یک منجنیق آه
نُه قلعه فلک همه از هم درافکنم ۳
یک دم برآورم چو دم صبح و چرخ را
هر مشعله که هست به طارم درافکنم ۴
مغز زمانه جوش زند هر شبی چو من
در ساغر ضمیر می غم درافکنم ۵
از سوز من بسوزد و خاکستری می شود
گر آتشی ز دل به جهنّم درافکنم ۶
گر تخت و مُ لک جم همگی زان من شود
ترسم ز دست بخت که خاتم درافکنم ۷
دردی و مرهمی اگر افتد به دست دل
دردم به دل ماند و مرهم درافکنم ۸
از گریه جلال درآید به موج خون
گر قطره ای به دیده قلزم درافکنم ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۳ - روزی کزین سراچه سفلی گذر کنم
گوهر بعدی:شماره ۲۰۵ - کی دهد دستم که در پایت سراندازی کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.