خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر عاشقانه و غنایی، توصیف دیدار و وداع شاعر با معشوقهای زیبا و سرکش است. شاعر با تصاویر شاعرانه از زیباییهای معشوق سخن میگوید و درد فراق را بیان میکند. معشوق نیز او را به صبوری در دوری توصیه میکند.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت از روابط انسانی دارد. همچنین، استفاده از صنایع ادبی و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۵۲ - وقت صبوحی آن شوخ سرکش
وقت صبوحی آن شوخ سرکش
از در درآمد با تیر و ترکش ۱
مُشکش مطرّا، شهدش مصفّا
خالش معنبر، ماهش منقّش ۲
چون دیده من، لعلش دُرافشان
چون خاطر من، زلفش مشوّش ۳
تنگم به بر در بگرفت و گفتا
کردم وداعت بادا شبت خوش ۴
دود سیاهم آمد به سر بر
کردم زمانی در پای اوغش ۵
من رفتم از خود و او از ترّحم
بر چهره ام زد از دیدگان رش ۶
برجَستم از جا بوسیدمش پا
گفتم که رفتی شاد آیی و کش ۷
پیشت بنازم، دردت بچینم
کی باز بینم آن روی مهوش؟ ۸
گفتا: به دوری باید صبوری
این دُرد می نوش و آن دَرد می کش ۹
شُستم به گریه نعل سمندش
چون شد سواره بر پشت ابرش ۱۰
هم دیده خون شد هم جوش زد دل
بی او بماندم در آب و آتش ۱۱
جان جلال از سودای زلفش
تا چند باشد اندر کشاکش ۱۲
از در درآمد با تیر و ترکش ۱
مُشکش مطرّا، شهدش مصفّا
خالش معنبر، ماهش منقّش ۲
چون دیده من، لعلش دُرافشان
چون خاطر من، زلفش مشوّش ۳
تنگم به بر در بگرفت و گفتا
کردم وداعت بادا شبت خوش ۴
دود سیاهم آمد به سر بر
کردم زمانی در پای اوغش ۵
من رفتم از خود و او از ترّحم
بر چهره ام زد از دیدگان رش ۶
برجَستم از جا بوسیدمش پا
گفتم که رفتی شاد آیی و کش ۷
پیشت بنازم، دردت بچینم
کی باز بینم آن روی مهوش؟ ۸
گفتا: به دوری باید صبوری
این دُرد می نوش و آن دَرد می کش ۹
شُستم به گریه نعل سمندش
چون شد سواره بر پشت ابرش ۱۰
هم دیده خون شد هم جوش زد دل
بی او بماندم در آب و آتش ۱۱
جان جلال از سودای زلفش
تا چند باشد اندر کشاکش ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۱ - می دهم جان ز پی لعل زمرّد پوشش
گوهر بعدی:شماره ۱۵۳ - ای لعل تو کانِ آفرینش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.