خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق ناکام، درد فراق و رنج دلهای شکسته سخن میگوید. شاعر از یاد معشوق، تأثیر غم بر دل شاد، و ناتوانی در رهایی از این عشق مینالد. همچنین، به ناکامیها و حسرتهای زندگی اشاره میکند و آرزوی انتقام از کسی که این جدایی را سبب شده است، دارد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق ناکام، حسرت و اندوه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی اشارات عارفانه و پیچیدگیهای ادبی آن نیاز به درک بالاتری دارد.
شماره ۱۵۰ - آن کآتشی اندر دل خلق است ز یادش
آن کآتشی اندر دل خلق است ز یادش
از دود دل خلق گزندی مرسادش ۱
ز نهار! بر غمزدگانش مگذارید
ترسم متألّم شود از غم دل شادش ۲
از غمزه مخمور تو زاهد چو خبر یافت
در میکده افتاد ندانم چه فتادش ۳
زین پس دل و باریدن خونابه حسرت
کز بند سر زلف تو کاری نگشادش ۴
درویش سری داشت که در پای تو انداخت
بیچاره نثاری بِه ازین دست ندادش ۵
این یک دو نفس عمر که سرمایه ما بود
افسوس که بی روی تو دادیم به بادش ۶
آن کس که به ناکام مرا از تو جدا کرد
یا رب که خدا کام دو گیتی مَدهادش! ۷
هر کس که سر زلف پریشان ترا دید
از حالت من فرق به مویی ننهادش ۸
مشنو که جلال از تو و از یاد تو خالی ست
مگذار زیادش که نه ای دور ز یادش ۹
از دود دل خلق گزندی مرسادش ۱
ز نهار! بر غمزدگانش مگذارید
ترسم متألّم شود از غم دل شادش ۲
از غمزه مخمور تو زاهد چو خبر یافت
در میکده افتاد ندانم چه فتادش ۳
زین پس دل و باریدن خونابه حسرت
کز بند سر زلف تو کاری نگشادش ۴
درویش سری داشت که در پای تو انداخت
بیچاره نثاری بِه ازین دست ندادش ۵
این یک دو نفس عمر که سرمایه ما بود
افسوس که بی روی تو دادیم به بادش ۶
آن کس که به ناکام مرا از تو جدا کرد
یا رب که خدا کام دو گیتی مَدهادش! ۷
هر کس که سر زلف پریشان ترا دید
از حالت من فرق به مویی ننهادش ۸
مشنو که جلال از تو و از یاد تو خالی ست
مگذار زیادش که نه ای دور ز یادش ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۹ - مرد این میدان نه ای همچون زنان در خانه باش
گوهر بعدی:شماره ۱۵۱ - می دهم جان ز پی لعل زمرّد پوشش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.