خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن میگوید. او از تأثیر عمیق معشوق بر زندگی خود میگوید و بیان میکند که وجود معشوق برایش مانند بهار و زندگیبخش است. همچنین، شاعر از درد فراق و امید به دیدار دوباره میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۲۵ - بی روی دل افروزت عمرم به چه کار آید
بی روی دل افروزت عمرم به چه کار آید
با لعل جهان سوزت جان در چه شمار آید ۱
شد کشتی عمر من در بحر هوایت غرق
هیهات که آن کشتی روزی به کنار آید ۲
هم بوی بهار آید از چین سر زلفت
در باغ سحرگاهان چون باد بهار آید ۳
آن لحظه که تو برقع از چهره براندازی
در دیده مشتاقان گل راست چو خار آید ۴
دل شد ز دیار خود و اکنون به دیاری نیست
باشد که ز کوی تو روزی به دیار آید ۵
روزی که نباشم من، از خاک من غمگین
باشد ورقش خونین هر گل که به بار آید ۶
بر جان جلال از غم هر لحظه منه باری
کآن عاشق مسکین هم روزیت به کار آید ۷
با لعل جهان سوزت جان در چه شمار آید ۱
شد کشتی عمر من در بحر هوایت غرق
هیهات که آن کشتی روزی به کنار آید ۲
هم بوی بهار آید از چین سر زلفت
در باغ سحرگاهان چون باد بهار آید ۳
آن لحظه که تو برقع از چهره براندازی
در دیده مشتاقان گل راست چو خار آید ۴
دل شد ز دیار خود و اکنون به دیاری نیست
باشد که ز کوی تو روزی به دیار آید ۵
روزی که نباشم من، از خاک من غمگین
باشد ورقش خونین هر گل که به بار آید ۶
بر جان جلال از غم هر لحظه منه باری
کآن عاشق مسکین هم روزیت به کار آید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۴ - عاشق آن باشد که بر خود سخت و سست آسان نهد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۶ - گر از لعل تو کام جان برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.