خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و درد و رنج عشق را بیان مینماید. او از نبود معشوق و تنهایی خود شکایت دارد و امید به وصال را نیز مطرح میکند.
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و احساسی دارد.
شماره ۸۴ - گل همچو رویت زیبا نباشد
گل همچو رویت زیبا نباشد
نرگس چو چشمت رعنا نباشد ۱
دردی چو دردم مشکل نیابی
حالی چو حالم رسوا نباشد ۲
بیمار خود را هم پرسشی کن
کاحوال عالم پیدا نباشد ۳
مانند اشکم باران نبارد
چون سیل چشمم دریا نباشد ۴
گفتی که وصلم فردا بیابی
امروز خواهم فردا نباشد ۵
احوال خود را پیش که گویم
چون با تو گفتن یارا نباشد ۶
از غم جلال است افتاده تا تو
دستش نگیری بر پا نباشد ۷
نرگس چو چشمت رعنا نباشد ۱
دردی چو دردم مشکل نیابی
حالی چو حالم رسوا نباشد ۲
بیمار خود را هم پرسشی کن
کاحوال عالم پیدا نباشد ۳
مانند اشکم باران نبارد
چون سیل چشمم دریا نباشد ۴
گفتی که وصلم فردا بیابی
امروز خواهم فردا نباشد ۵
احوال خود را پیش که گویم
چون با تو گفتن یارا نباشد ۶
از غم جلال است افتاده تا تو
دستش نگیری بر پا نباشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳ - خطّی که قرین خال باشد
گوهر بعدی:شماره ۸۵ - مه را چو تو رخ باز کنی تاب نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.