خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا بیانگر ناتوانی شاعر در تحمل دوری از معشوق و بیفایده بودن پند و اندرز در این راه است. شاعر با اشاره به مستی و بیخودی عاشقان، بر اهمیت عشق و وصال تأکید میکند و درد فراق را بیدرمان میخواند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۲ - نه ترا پند سود می دارد
نه ترا پند سود می دارد
نه مرا بند سود می دارد ۱
بوسه ای ده که دردمندان را
شربتی قند سود می دارد ۲
ای عزیزان! نمی توانم کرد
صبر هر چند سود می دارد ۳
توبتم داده شیخ و پندارد
که مرا پند سود می دارد ۴
خود خلاف است لیک مستان را
عهد و سوگند سود می دارد ۵
درد او صبر و هوش و عقل برد
دارویی چند سود می دارد ۶
نمک از لعل خویش بر ریشم
تا پراکند سود می دارد ۷
شاخ دل را چه سود قامت دوست
فصل و پیوند سود می دارد ۸
پنج خود را به پشت خویش جلال
هر که بر کند سود می دارد ۹
نه مرا بند سود می دارد ۱
بوسه ای ده که دردمندان را
شربتی قند سود می دارد ۲
ای عزیزان! نمی توانم کرد
صبر هر چند سود می دارد ۳
توبتم داده شیخ و پندارد
که مرا پند سود می دارد ۴
خود خلاف است لیک مستان را
عهد و سوگند سود می دارد ۵
درد او صبر و هوش و عقل برد
دارویی چند سود می دارد ۶
نمک از لعل خویش بر ریشم
تا پراکند سود می دارد ۷
شاخ دل را چه سود قامت دوست
فصل و پیوند سود می دارد ۸
پنج خود را به پشت خویش جلال
هر که بر کند سود می دارد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱ - سالها شد که دلم مهر نگاری دارد
گوهر بعدی:شماره ۷۳ - تو مپندار که دوران همه یکسان گذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.