متن روایتگر دوران حکومت نصر بن احمد سامانی است که در اوج قدرت و ثروت زندگی میکرد. او زمستانها در بخارا و تابستانها در سمرقند یا دیگر شهرهای خراسان میگذراند. یک سال بهاری را در بادغیس، منطقهای سرسبز و پرآب، سپری کرد و سپس به هری رفت که میوههای بینظیری داشت. پس از چهار سال اقامت در هری، امیر و لشکریانش دلتنگ خانه شدند. رودکی، شاعر دربار، با سرودن قصیدهای زیبا امیر را ترغیب به بازگشت به بخارا کرد. امیر تحت تأثیر شعر رودکی فوراً به سمت بخارا حرکت کرد و رودکی پاداش کلانی دریافت نمود.
متن دارای واژگان و مفاهیم ادبی و تاریخی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال پیچیده باشد. همچنین، درک عمیق از روابط سیاسی و ادبی دوران سامانیان نیازمند دانش پایهای از تاریخ و ادبیات فارسی است.
بخش ۴ - حکایت دو - رودکی و قصیدهٔ بوی جوی مولیان
بوی جوی مولیان آید همی
بوی یار مهربان آید همی
پس فروتر شود و گوید:
ریگ آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست
خنگ مارا تا میان آید همی
ای بخارا شاد باش و دیر زی
میر زی تو شادمان آید همی
میر ماهست و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
چون رودکی بدین بیت رسید امیر چنان منفعل گشت که از تخت فرود آمد و بی موزه پای در رکاب خنگ نوبتی آورد و روی به بخارا نهاد چنانکه رانین و موزه تا دو فرسنگ در پی امیر بردند به بروته و آنجا در پای کرد و عنان تا بخارا هیچ جای بازنگرفت و رودکی آن پنجهزار دینار مضاعف از لشکر بستد، و شنیدم بسمرقند در سنهٔ اربع و خمسمایة از دهقان ابو رجا احمد ابن عبد الصمد العابدی که گفت جد من ابو رجا حکایت کرد که چون درین نوبت رودکی بسمرقند رسید چهار صد شتر زیر بنهٔ او بود و الحق آن بزرگ بدین تجمل ارزانی بود که هنوز این قصیده را کس جواب نگفته است که مجال آن ندیدهاند که ازین مضایق آزاد توانند بیرون آمد و از عذب گویان و لطیف طبعان عجم یکی امیر الشعراء معزی بود که شعر او در طلاوت و طراوت بغایت است و در روانی و عذوبت بنهایت زین الملک ابو سعد هندو بن محمد بن هندو الاصفهانی از وی درخواست کرد که آن قصیده را جواب گوی گفت نتوانم الحاح کرد چند بیت بگفت که یک بیت از آن بیتها این است:
رستم از مازندران آید همی
زین ملک از اصفهان آید همی
همه خردمندان دانند که میان این سخن و آن سخن چه تفاوت است و که تواند گفتن بدین عذبی که او در مدح گوید درین قصیده:
آفرین و مدح سود آید همی
گر بگنج اندر زیان آید همی
و اندرین بیت از محاسن هفت صنعت است اول مطابق، دوم متضاد، سوم مردف، چهارم بیان مساوات، پنجم عذوبت، ششم فصاحت، هفتم جزالت، و هر استادی که او را در علم شعر تبحری است چون اندکی تفکر کند داند که من درین مصیبم و السلام.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.