این متن به بررسی تأثیر افکار و اندیشهها بر زندگی انسان میپردازد و با استفاده از استعارههایی مانند بادهای شرق و غرب (صبا و دبور) و شیرعلم، به بیان این موضوع میپردازد که افکار انسان مانند بادهایی هستند که او را به حرکت درمیآورند. همچنین، متن به تفاوت بین خواب و بیداری، و اهمیت تعبیر خوابها اشاره میکند. در ادامه، با استفاده از مثالهایی مانند پیل و خر، به تفاوت درک و تجربه افراد مختلف از جهان میپردازد و تأکید میکند که برای درک عمیقتر، باید مانند پیل باشیم و نه مانند خر. در نهایت، متن به اهمیت ذکر خدا و تأثیر آن بر زندگی انسان اشاره میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۱۱۷ - مثال دیگر هم درین معنی
مُخْبری از بادهای مُکْتَتَم ۱
گَر نبودی جُنبِشِ آن بادها
شیرِ مُرده کِی بِجَستی در هوا؟ ۲
زان شِناسی باد را گَر آن صَباست
یا دَبوراست این بَیانِ آن خَفاست ۳
این بَدَن مانندِ آن شیرِعَلَم
فکر میجُنْبانَد او را دَم به دَم ۴
فکرْ کان از مَشرق آید آن صَباست
وان که از مَغرب دَبورِ با وَباست ۵
مَشرقِ این بادِ فِکْرَت دیگراست
مَغْربِ این بادِ فِکْرت زان سَراست ۶
مَهْ جَماد است و بُوَد شَرقَش جَماد
جانِ جانِ جان بُوَد شرقِ فُؤاد ۷
شرقِ خورشیدی که شُد باطِنفُروز
قِشْر و عکسِ آن بُوَد خورشیدِ روز ۸
زان که چون مُرده بُوَد تَنْ بیلَهَب
پیشِ او نه روز بِنْمایَد نه شب ۹
وَرْ نباشد آن چو این باشد تمام
بیشب و بیروز دارد اِنْتِظام ۱۰
همچُنان که چَشم میبینَد به خواب
بیمَهْ و خورشیدْ ماه و آفتاب ۱۱
نَوْمِ ما چون شُد اَخْ الْمَوْتْ ای فُلان
زین برادر آن برادر را بِدان ۱۲
وَرْ بِگویَندَت که هست آن فَرعِ این
مَشْنو آن را ای مُقَلِّد بییَقین ۱۳
میبِبینَد خوابْ جانَتْ وَصْفِ حال
که به بیداری نَبینی بیست سال ۱۴
در پِیِ تَعبیرِ آن تو عُمرها
میدَوی سویِ شَهانِ با دَها ۱۵
که بگو آن خواب را تَعبیر چیست؟
فَرعْ گفتن این چُنین سِر را سَگیست ۱۶
خوابِ عام است این و خود خوابِ خواص
باشد اَصْلِ اِجْتِبا و اِخْتِصاص ۱۷
پیل باید تا چو خُسبَد او سِتان
خواب بینَد خِطّهٔ هِنْدوستان ۱۸
خَر نَبینَد هیچ هِنْدُستان به خواب
خَر زِ هِنْدُستان نکردهست اِغْتِراب ۱۹
جانِ هَمچون پیلْ باید نیکْ زَفْت
تا به خوابْ او هِنْد دانَد رَفت تَفْت ۲۰
ذِکْرِ هِنْدُستان کُند پیل از طَلَب
پَس مُصَوَّر گردد آن ذِکْرَش به شب ۲۱
اُذْکُروا اللهْ کارِ هر اوباش نیست
اِرْجَعی بر پایِ هر قَلّاش نیست ۲۲
لیک تو آیِس مَشو هم پیل باش
وَرْ نه پیلی در پِیِ تَبدیل باش ۲۳
کیمیاسازانِ گَردون را بِبین
بِشْنو از میناگَران هر دَم طَنین ۲۴
نَقْشبَندانَنْد در جَوِّ فَلَک
کارْسازانَند بَهرِ لی و لَک ۲۵
گَر نَبینی خَلْقِ مُشکین جیب را
بِنگر ای شبکور این آسیب را ۲۶
هر دَم آسیب است بر اِدْراکِ تو
نَبْتِ نو نو رُسْته بین از خاکِ تو ۲۷
زین بُد ابراهیم اَدْهَم دیده خواب
بَسْطِ هِنْدُستانِ دل را بیحِجاب ۲۸
لاجَرَم زَنجیرها را بَر دَرید
مَمْلَکَت بَرهَم زد و شُد ناپَدید ۲۹
آن نِشانِ دید هِنْدُستان بُوَد
که جَهَد از خواب و دیوانه شود ۳۰
میفَشانَد خاک بر تَدبیرها
میدَرانَد حَلْقهٔ زَنجیرها ۳۱
آن چُنان که گفت پیغامبر زِ نور
که نِشانَش آن بُوَد اَنْدَر صُدور ۳۲
که تجافی آرَد از دارُ الْغُرور
هم اِنابَت آرَد از دارُ السُّرور ۳۳
بَهرِ شَرحِ این حَدیثِ مُصْطَفی
داستانی بِشْنو ای یارِ صَفا ۳۴
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.