خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق شدید و دیوانهوار خود سخن میگوید که عقل و اندیشهاش را از بین برده و او را به سوی جنون میکشاند. او از زیبایی معشوق و تأثیر جادویی چشمان و زلفهایش بر دلش مینالد و احساس میکند که اسیر این عشق شده است.
این متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و پیچیده است که درک آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، مفاهیمی مانند جنون ناشی از عشق و احساسات شدید عاطفی برای نوجوانان بالای 16 سال مناسبتر است.
شماره ۵۷ - رخش آتشم در درون می برد
رخش آتشم در درون می برد
دو زلفش ز عقلم برون می برد ۱
ندانم چه شد عقل و اندیشه را
که عشقم به سوی جنون می برد ۲
دلم را که پر بود از عقل و هوش
دو چشم تواش با فسون می برد ۳
به پابوس تو سرو را آب جوی
به زنجیرها سرنگون می برد ۴
اگر شاهدی برد جان از لبت
ز زنجیر زلف تو چون می برد ۵
دو زلفش ز عقلم برون می برد ۱
ندانم چه شد عقل و اندیشه را
که عشقم به سوی جنون می برد ۲
دلم را که پر بود از عقل و هوش
دو چشم تواش با فسون می برد ۳
به پابوس تو سرو را آب جوی
به زنجیرها سرنگون می برد ۴
اگر شاهدی برد جان از لبت
ز زنجیر زلف تو چون می برد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶ - چون دلبران ز زلف سیه تاب می دهند
گوهر بعدی:شماره ۵۸ - یک ذره بدان دهن که گوید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.