خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از تیغ ستم، آه سوزنده، و خدنگهای عشق که دلش را میدرد، یاد میکند. او از ویرانی خانه دلش به دلیل سیل غم و تأثیر آتش عشق بر عقل و خرد مینالد.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۳۰ - تا به تیغ ستم اندر دل من چاک انداخت
تا به تیغ ستم اندر دل من چاک انداخت
آه سوزنده من شعله در افلاک انداخت ۱
هر خدنگی که بزد بر دل پر درد مرا
کشته سرو روان سایه براین چاک انداخت ۲
مکشم از جگر خسته من پیکان را
کز سر ناز از آن غمزه بی باک انداخت ۳
خانه مردم چشمم همگی ویران شد
بس که غم سیل در آن خانه غمناک انداخت ۴
شاهدی عقل و خرد را همگی درهم کرد
آتش عشق تو چون شعله در ادراک انداخت ۵
آه سوزنده من شعله در افلاک انداخت ۱
هر خدنگی که بزد بر دل پر درد مرا
کشته سرو روان سایه براین چاک انداخت ۲
مکشم از جگر خسته من پیکان را
کز سر ناز از آن غمزه بی باک انداخت ۳
خانه مردم چشمم همگی ویران شد
بس که غم سیل در آن خانه غمناک انداخت ۴
شاهدی عقل و خرد را همگی درهم کرد
آتش عشق تو چون شعله در ادراک انداخت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - دل بسی گردید چون زلف تو دلداری نیافت
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - از عنبرت غبار چو بر یاسمین نشست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.