این متن به توصیف حالات روحی و روانی فردی میپردازد که درگیر ترسها، کابوسها و خودسرزنشیهای شدید است. شخصیت متن با دیدن خوابهای ترسناک و زشت، از خود و دنیای اطرافش فرار میکند و خود را مقصر میداند. او از واقعیتهای تلخ زندگی خود آگاه است اما سعی میکند با نادیده گرفتن آنها، از مواجهه با حقیقت بگریزد. متن به شکلی نمادین و شاعرانه، احساسات منفی و اضطرابهای درونی فرد را به تصویر میکشد.
متن دارای مفاهیم عمیق روانشناختی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، توصیفهای تاریک و اضطرابآور ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
بخش ۹۴ - باز گفتن موسی علیهالسلام اسرار فرعون را و واقعات او را ظهر الغیب تابخبیری حق ایمان آورد یا گمان برد
واقِعاتی که در آخِر خواست بود ۱
تا کُنی کمتر تو آن ظُلْم و بَدی
آن هَمیدیدیّ و بَتَّر میشُدی ۲
نَقْشهایِ زشتْ خوابَت مینِمود
میرَمیدی زان و آن نَقْشِ تو بود ۳
هَمچو آن زَنگی که در آیینه دید
رویِ خود را زشت و بر آیینه رید ۴
که چه زشتی لایِق اینیّ و بَسْ
زشتیاَم آنِ تواست ای کورِ خَسْ ۵
این حَدَث بر رویِ زشتَت میکُنی
نیست بر من زان که هستم روشنی ۶
گاه میدیدی لِباسَت سوخته
گَهْ دَهان و چَشمِ تو بَر دوخته ۷
گاه حیوانْ قاصِدِ خونَت شُده
گَهْ سَرِ خود را به دَندان دَده ۸
گَهْ نِگون اَنْدَر میان آبْ ریز
گَه غَریقِ سَیْلِ خونآمیز تیز ۹
گَهْ نِدات آمد ازین چَرخِ نَقی
که شَقیییّ و شقیییّ و شَقی ۱۰
گَهْ نِدات آمد صَریحا از جِبال
که بُرو هستی زِ اَصْحابُ الْشِّمال ۱۱
گَهْ نِدا میآمَدَت از هر جَماد
تا اَبَد فرعونْ در دوزخ فُتاد ۱۲
زین بَتَرها که نمیگویم زِ شَرم
تا نگردد طَبْعِ مَعْکوسِ تو گرم ۱۳
اندکی گفتم به تو ای ناپَذیر
زَ اَنْدکی دانی که هستم من خَبیر ۱۴
خویشتن را کور میکردیّ و مات
تا نَیَندیشی زِ خواب و واقِعات ۱۵
چند بُگْریزی؟ نَکْ آمد پیشِ تو
کوریِ اِدْراکِ مَکْراَنْدیشِ تو ۱۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.