خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد فراق و جفای یار مینالد و از روزگار ناسازگار شکایت میکند. او آرزوی یاری بخت و وصال معشوق را دارد، خواه از طریق نوشیدن باده یا دیدار یار.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مصرف باده وجود دارد که مناسب گروههای سنی پایینتر نیست.
شماره ۸۱ - ریزند خون من آخر خوبان بعربده جوئی
ریزند خون من آخر خوبان بعربده جوئی
نی نیست جای شکایت کاین است رسم نکوئی
ای داده دل بجدائی تا کی قرین جفائی
سوی صفا نگرانی راه وفا نپوئی
خواهم که بخت مساعد یاری کند بدو چیزم
یا ساده با لب جامی یا باده با لب جوئی
نی نیست جای شکایت کاین است رسم نکوئی
ای داده دل بجدائی تا کی قرین جفائی
سوی صفا نگرانی راه وفا نپوئی
خواهم که بخت مساعد یاری کند بدو چیزم
یا ساده با لب جامی یا باده با لب جوئی
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۰ - مزن تیر بر سینه ام ناتوانی
گوهر بعدی:شماره ۸۲ - پی تیر نگاهی چند گیرم دامنت زخمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.