خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد دوری از معشوق و افتادن او در دام دیگران شکایت میکند. او از نالههای درونی خود میگوید و معشوق را از همراهی با نااهلان برحذر میدارد. شاعر تأکید میکند که معشوق سزاوار چنین همنشینی نیست و هر آشفتگی در بازار عشق ناشی از رفتار اوست.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۴ - دلم چگونه نپیچید بخود چو مار امشب
دلم چگونه نپیچید بخود چو مار امشب
فتاده در کف اغیار زلف یار امشب
چرا ز دل نکشم چون هزار نالۀ زار
که خفته نوگل من در کنار خار امشب
دلبرا الفت رندان کهن کار تو نیست
صحبت مجلس اغیار سزاوار تو نیست
گر قصوری ز سر طرۀ طرار تو نیست
ز چه بازار کس آشفته ز بازار تو نیست
فتاده در کف اغیار زلف یار امشب
چرا ز دل نکشم چون هزار نالۀ زار
که خفته نوگل من در کنار خار امشب
دلبرا الفت رندان کهن کار تو نیست
صحبت مجلس اغیار سزاوار تو نیست
گر قصوری ز سر طرۀ طرار تو نیست
ز چه بازار کس آشفته ز بازار تو نیست
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳ - نه تیر رفته بسوی کمان فراز آید
گوهر بعدی:شماره ۱۵ - پاس خوددار که تو مست و حریف عیار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.