متن درباره شخصیتی است که از درون کعبه صدایش شنیده میشود و به جویندهای میگوید که طفل رشید در فلان وادی زیر درختی است. سپس پیر نیکبخت به همراه امیران قریش به سمت آنجا حرکت میکند. این شخصیت از نسب شریف و پاکی برخوردار است و نور حق در او تجلی یافته است. متن تأکید میکند که خلعت الهی نیازمند تار و پود مادی نیست و کمترین خلعت الهی از خورشید نیز درخشانتر است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و دینی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات و مفاهیم فلسفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۴۱ - نشان خواستن عبدالمطلب از موضع محمد علیهالسلام کی کجاش یابم و جواب آمدن از اندرون کعبه و نشان یافتن
گفت ای جوینده آن طِفْلِ رَشید ۱
در فُلان وادیست زیرِ آن درخت
پَس رَوان شُد زود پیرِ نیک بَخت ۲
در رِکابِ او امیرانِ قُرَیش
زان که جَدَّش بود زَ اعْیانِ قُرَیْش ۳
تا به پُشتِ آدمْ اَسْلافَش همه
مِهْتَرانِ بَزْم و رَزْم و مَلْحَمه ۴
این نَسَب خود پوستِ او را بوده است
کَزْ شَهَنْشاهانِ مِهْ پالوده است ۵
مَغزِ او خود از نَسَب دوراست و پاک
نیست جِنْسَش از سَمَکْ کَس تا سِماک ۶
نورِ حَق را کَس نَجویَد زاد و بود
خِلْعَتِ حَق را چه حاجَت تار و پود؟ ۷
کمترین خِلْعَت که بِدْهَد در ثَواب
بَر فَزایَد بر طِرازِ آفتاب ۸
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.