خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی، احساسات شاعر را نسبت به معشوق بیان می‌کند. شاعر از لب، زلف، چشم و خال معشوق سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که عهد و پیمان معشوق برقرار بماند. همچنین، شاعر از رنج‌های عشق و اشتیاق به وصال سخن می‌گوید.

این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۵۰ - خون من جای می ار خورد لبش نوشش باد

خون من جای می ار خورد لبش نوشش باد
لیک عهد لبش امید که در گوشش باد ۱

خیره روئی که خطا بر قلم صنع گرفت
شرم از این چشم و لب و زلف و بنا گوشش باد ۲

تا سپاه خط سبزش بدر آید بقصاص
لب من بر لب چون خون سیاووشش باد ۳

گفتمش چیست میان دولبت گفت که هیچ
ای دلم برخی ابهام لب نوشش باد ۴

زلف و خال و خط و مژگان زده در صف بر چشم
دیده خاک ره ترکان سیه پوشش باد ۵

دی ز زلفش بدل و بوسه شکستیم جناغ
یا رب این کشمکش از یاد فراموشش باد ۶

بخموشی لبش آتش زده بر خرمن من
جان فدای اثر آتش خاموشش باد ۷

بو که تعبیر رود روز بر بیداری بخت
شاده وصل تو در خواب هم آغوشش باد ۸

نیر این نکته سرائی که در اوصاف تو کرد
زلف پرچین تو تشریف بر و دوشش باد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۹ - دودی ز آهم ار بدرون نی اوفتد
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - نسزد چنین جمالی بحجاب ناز باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.