خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و ارتباط عمیق عاشقانه و روحانی با او میپردازد. شاعر از تسلیم شدن در برابر عشق، زیبایی معشوق، و وابستگی روحی خود سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند وحدت وجود و عشق الهی دارد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳ - بستی برشته سر مو پای و دست ما
بستی برشته سر مو پای و دست ما
گوئی برو که با تو نزیبد نشست ما ۱
بازوی زهد پنجه عشق تو بر نتافت
برکوب طبل حسن که برگشت شست ما ۲
این تیغ وین سپر که نیابد بهمسری
با باده بلند تو دیوار بست ما ۳
ای آفتاب حسن تو خود پرده برمگیر
زین سوی اختیار نظر نبست دست ما ۴
دلهای ما که خود بکمند تو بسته ایم
مشکن شکست تست نگارا شکست ما ۵
گفتم که زهر قهر توام کشت گفت باش
باشد که بارنی شکر آرد کبست ما ۶
گنجشک را بمو نتوان پای بست تو
ای تار مو چگونه شدی پای بست ما ۷
زانچشم شیر گیر حذر کن دلا که خون
از شیر فرق می ندهد شیر مست ما ۸
ناصح اگر ملامت نیر کند رواست
آگاه نیست با تو ز عهد الست ما ۹
منت خدایرا که بدونان نه بست دل
تا دیده برگشاد دل شه پرست ما ۱۰
شاه جهانگشای علی آنکه در جهان
نام و نشان زهستی او یافت هست ما ۱۱
ای بحر فضل نامتناهی دمی بجوش
کافتد هزار ماهی زربن بشست ما ۱۲
گوئی برو که با تو نزیبد نشست ما ۱
بازوی زهد پنجه عشق تو بر نتافت
برکوب طبل حسن که برگشت شست ما ۲
این تیغ وین سپر که نیابد بهمسری
با باده بلند تو دیوار بست ما ۳
ای آفتاب حسن تو خود پرده برمگیر
زین سوی اختیار نظر نبست دست ما ۴
دلهای ما که خود بکمند تو بسته ایم
مشکن شکست تست نگارا شکست ما ۵
گفتم که زهر قهر توام کشت گفت باش
باشد که بارنی شکر آرد کبست ما ۶
گنجشک را بمو نتوان پای بست تو
ای تار مو چگونه شدی پای بست ما ۷
زانچشم شیر گیر حذر کن دلا که خون
از شیر فرق می ندهد شیر مست ما ۸
ناصح اگر ملامت نیر کند رواست
آگاه نیست با تو ز عهد الست ما ۹
منت خدایرا که بدونان نه بست دل
تا دیده برگشاد دل شه پرست ما ۱۰
شاه جهانگشای علی آنکه در جهان
نام و نشان زهستی او یافت هست ما ۱۱
ای بحر فضل نامتناهی دمی بجوش
کافتد هزار ماهی زربن بشست ما ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - چشمت به غمزه کشت دو صد بیگناه را
گوهر بعدی:شماره ۴ - بجان دوست که از درمران گدائی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.