خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از عشق و جذبهی معنوی سخن میگوید. شاعر به نور الهی و عشق به معشوق اشاره میکند و از سوزش دل در فراق و نیاز به دیدار او میسراید. همچنین، از ناتوانی در درک کامل این عشق و مستی ناشی از آن صحبت میکند.
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی و اصطلاحات خاص آن دارد.
شماره ۱۸۲ - ای هر نفس تافته بر دل زتو نوری
ای هر نفس تافته بر دل زتو نوری
از سرّ توجان یافته هر لحظه سروری
در سایه جان زآتش سودای تو سوزیست
آن نیست که خاص است ظهورت بظهوری
تا پرتو خورشید تو بر کون بتابید
ذرّات جهان را نبود هیچ ظهوری
در جنّت دیدار و تماشای جمالت
باشد ز قصور ار بوَدَم میل بحوری
سرمست چنان است که از صحبت جانان
کاو را ز خود اندر دو جهان نیست شعوری
در خلوت پنهان دل از صحبت جانان
بیعالم عشقت نتوان یافت حضوری
ایمغربی از ملک سلیمان چه زنی دم
چون نیست ترا حوصله دانش موری
از سرّ توجان یافته هر لحظه سروری
در سایه جان زآتش سودای تو سوزیست
آن نیست که خاص است ظهورت بظهوری
تا پرتو خورشید تو بر کون بتابید
ذرّات جهان را نبود هیچ ظهوری
در جنّت دیدار و تماشای جمالت
باشد ز قصور ار بوَدَم میل بحوری
سرمست چنان است که از صحبت جانان
کاو را ز خود اندر دو جهان نیست شعوری
در خلوت پنهان دل از صحبت جانان
بیعالم عشقت نتوان یافت حضوری
ایمغربی از ملک سلیمان چه زنی دم
چون نیست ترا حوصله دانش موری
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۱ - منم مست از لب ساقی نه از می
گوهر بعدی:شماره ۱۸۳ - صنما چرا نقاب از رخ خود نمیگشائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.