خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن شعری است که در آن شاعر از باده‌ای اسرارآمیز و مستی‌آور سخن می‌گوید که هر کس از آن بنوشد، هوش و حواس خود را از دست می‌دهد. همچنین، به زیبایی چهره و نقش‌هایی اشاره می‌کند که از این باده پدیدار می‌شوند. شاعر از شنونده می‌خواهد که از رازهای این باده با او سخن بگوید و اسرار آن را فاش کند.

متن به موضوعاتی مانند شراب و مستی اشاره دارد که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، محتوای عرفانی و رمزآلود آن نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

مشاهده کامل

شماره ۱۷۱ - چه باده است که مست است میفروش از وی

چه باده است که مست است میفروش از وی
کسیکه خورد نیاید دگر بهوش از وی

چه باده است که مست و خراب اوست مدام
مدام در دل خمها بجوش از وی

چه باده است ندانم که میدهد ساقی
که باده مست و خراب است و باده نوش از وی

چه چهره بود که هر سوی چهره بنمود
چه نقش بود که برخاست آن نقوش از وی

چو بحر قطره از آن می بخورد شد سرمست
بجوش آمد و در جنبش و خروش از وی

بیا بیا سخنی گو از آن صنم با من
نمیسزد که شوی پیش ما خموش از وی

بگوش هوش کس امروز می نیارد گفت
دل آنچه سمع روانش شنیده دوش از وی

چو مغربییست ترا خازن خزانه راز
در خزانه اسرار مپوش از وی
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۰ - چو نیست چشم دلت تا جمال او بینی
گوهر بعدی:شماره ۱۷۲ - تو میخواهی که تا تنها تو باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.