خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بر اهمیت داشتن دیدهی باطنی برای درک زیباییهای معنوی و حقیقی تأکید دارد. بدون دیدهی دل، مشاهدهی جمال یار ممکن نیست، حتی اگر همهچیز پرتوِ زیبایی او باشد. همچنین، متن اشاره میکند که غبار شرک و ناپاکیهای درونی مانع از دیدار حقیقت میشوند و تنها با پاکسازی دل میتوان به تجلی جمال یار دست یافت.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۰۰ - نخست دیده طلب کن پس آنگهی دیدار
نخست دیده طلب کن پس آنگهی دیدار
از آنکه یار کند جلوه بر الولابصار ۱
ترا که دیده نباشد کجا توانی دید
بگاه عرض تجلی جمال چهره یار ۲
اگر چه جمله پرتو فروغ حسن ویست
ولی چو دیده نباشد کجا شود نظار ۳
ترا که دیده نباشد چه حاصل از شاهد
ترا که گوش نباشد چه حاصل از گفتار ۴
ترا که دیده پر غبار بود نتوانی
ضفای چهره او دید با وجود غبار ۵
اگرچه آینه داری برای حسن رخش
غبار شرک که تا پاک کرد از زنگار ۶
اگر نگار تو آینه طلب دارد
روان تو دیده دل را به پیش دل بیدار ۷
جمال حسن ترا صد هزار زیب افزود
از آنکه حسن ترا مغز نیست آینه دار ۸
از آنکه یار کند جلوه بر الولابصار ۱
ترا که دیده نباشد کجا توانی دید
بگاه عرض تجلی جمال چهره یار ۲
اگر چه جمله پرتو فروغ حسن ویست
ولی چو دیده نباشد کجا شود نظار ۳
ترا که دیده نباشد چه حاصل از شاهد
ترا که گوش نباشد چه حاصل از گفتار ۴
ترا که دیده پر غبار بود نتوانی
ضفای چهره او دید با وجود غبار ۵
اگرچه آینه داری برای حسن رخش
غبار شرک که تا پاک کرد از زنگار ۶
اگر نگار تو آینه طلب دارد
روان تو دیده دل را به پیش دل بیدار ۷
جمال حسن ترا صد هزار زیب افزود
از آنکه حسن ترا مغز نیست آینه دار ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹ - ای آخر هر اول و ای اول هر آخر
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - نیست پنهان حق ز چشم مردمان و حق شناس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.