خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه به توصیف زیبایی معشوق و تأثیر عمیق آن بر شاعر میپردازد. شاعر از آینهای سخن میگوید که زیبایی معشوق را به او نشان میدهد و بیان میکند که هر نگاه به معشوق، زیباییهای او را در ذهنش زنده میکند. او همچنین اشاره میکند که زیبایی معشوق هر لحظه فزونی مییابد و او را از خود و جهان جدا میکند.
این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل زیباییشناسی و مفاهیم عرفانی آن نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۵ - رخ زیبای تو را آینه ای میباید
رخ زیبای تو را آینه ای میباید
که رخت را بتو زانسان که توئی بنماید ۱
چون نظری بر رخ زیبای تو می اندازم
حسن مجموعه تو در نظرم می آید ۲
نیست مشاطه رویت بجز از دیده ما
حسن رخسار ترا دیده همی آراید ۳
دیده از دیدن خوبان جهان بر بندد
هر که بر روی تو یک لحظه بگشاید ۴
گوئیا حسن تو هر لحظه فزون می گردد
تا مرا از من و از هر دو جهان برباید ۵
نیست دیدار تو را دیده ناشایسته
بهر دیدار توام دیده ی تو بنماید ۶
مغربی تا شب هستی تو باقی باشد
نور خورشید من از مشرق جان برباید ۷
که رخت را بتو زانسان که توئی بنماید ۱
چون نظری بر رخ زیبای تو می اندازم
حسن مجموعه تو در نظرم می آید ۲
نیست مشاطه رویت بجز از دیده ما
حسن رخسار ترا دیده همی آراید ۳
دیده از دیدن خوبان جهان بر بندد
هر که بر روی تو یک لحظه بگشاید ۴
گوئیا حسن تو هر لحظه فزون می گردد
تا مرا از من و از هر دو جهان برباید ۵
نیست دیدار تو را دیده ناشایسته
بهر دیدار توام دیده ی تو بنماید ۶
مغربی تا شب هستی تو باقی باشد
نور خورشید من از مشرق جان برباید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴ - مرا دلیست که در وی بغیر دوست نگنجد
گوهر بعدی:شماره ۸۶ - ز دریا موج گوناگون برآمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.