خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به ظهور زیبایی و جمال معشوق و تأثیر آن بر جهان و جانها میپردازد. با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند طلوع خورشید، موی معشوق، و لب لعل، شاعر به توصیف عظمت و جذابیت معشوق و تأثیر شگفتانگیز او بر هستی میپردازد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۶ - صبح ظهور دم زد و عالم پدید شد
صبح ظهور دم زد و عالم پدید شد
بهر رخت ز مشرق آدم پدید شد ۱
پوشیده بود روی تو در زیر موی تو
چون بازگشت موی تو از هم پدید شد ۲
جان جهان که در خم زلف نو بد نهان
زلف تو را بهر شکن و خم پدید شد ۳
بر ملک نیستی لب لعلت سحرگهی
یک دم دمید و عالم از آن دم پدید شد ۴
مجروح نیش غمزه ی مرد افکن تو را
هم از لب چه نوش تو مرهم پدید شد ۵
برهر دلی که گشت جمال تو جلوه گر
در وی هزار نقش دمادم پدید شد ۶
تا شد یقین که شادیت اندر غم دلست
دل را هزار خرّمی از غم پدید شد ۷
خورشید آسمان ولایت ظهور یافت
تا مغربی ز عالم مغرب پدید شد ۸
بهر رخت ز مشرق آدم پدید شد ۱
پوشیده بود روی تو در زیر موی تو
چون بازگشت موی تو از هم پدید شد ۲
جان جهان که در خم زلف نو بد نهان
زلف تو را بهر شکن و خم پدید شد ۳
بر ملک نیستی لب لعلت سحرگهی
یک دم دمید و عالم از آن دم پدید شد ۴
مجروح نیش غمزه ی مرد افکن تو را
هم از لب چه نوش تو مرهم پدید شد ۵
برهر دلی که گشت جمال تو جلوه گر
در وی هزار نقش دمادم پدید شد ۶
تا شد یقین که شادیت اندر غم دلست
دل را هزار خرّمی از غم پدید شد ۷
خورشید آسمان ولایت ظهور یافت
تا مغربی ز عالم مغرب پدید شد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵ - سحرگهی که موذن بفالق الاصباح
گوهر بعدی:شماره ۵۷ - گوهری از موج بحر بی کران آمد پدید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.