این متن عرفانی به توصیف ذات الهی و رابطه آن با جهان هستی میپردازد. شاعر بیان میکند که ذات خداوند فراتر از هر توصیف و درک انسانی است و تمام ذرات جهان بازتابی از مهر و جمال الهی هستند. اسماء و صفات الهی در ذات او محو شدهاند و جهان هستی (ارضین، عناصر و سماوات) به عنوان آیات الهی ظهور کردهاند. متن به وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت اشاره دارد و زیبایی و نور ذات الهی را منبع روشنایی جهان میداند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به دانش و بلوغ فکری دارد. همچنین استفاده از اصطلاحات تخصصی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۶ - ای روی تو مهر و کَون ذرات
ذات تو برون ز نفی و اثبات ۱
ذرّات کجا رسند در مهر
ذرات کجا و مهر هیهات ۲
اسماء و صفات کَون هر یک
در ذات تو اند محو لذّات ۳
نی اسم و نه نعت بود آنجا
نه رسم و نه شکل و وضع همتات ۴
چون خاست ظهور از مظاهر
اسما و صفات را کمالات ۵
موجود شدند بهر این کار
ارضین و عناصر و سماوات ۶
مسطور معین و مبین
شد برورق وجود آیات ۷
از روی نگار و از قوابل
دیدیم عیان بی محادات ۸
یک معنی و صد هزار صورت
یک صورت و صد هزار مرآت ۹
مصباح رخ تو را نگارا
کَونین زجاجه است مشکوات ۱۰
مهر تو به مغربی عیان شد
با آنکه عیان از اوست ذرّات ۱۱
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.