خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر درد و رنج شاعر از عشق نافرجام و دوری معشوق است. شاعر از آزارهایی که از معشوق و دیگران می‌بیند شکایت دارد، اما همچنان امیدوار به وصال است. او عشق را بار سنگینی می‌داند که باید تحمل کرد و در نهایت، معشوق را به‌عنوان موجودی شیرین‌سخن و جذاب توصیف می‌کند.

متن دارای مفاهیم عاشقانه‌ای است که درک آن‌ها به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژه‌ها و ترکیبات قدیمی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۹۰ - نگار من تو چون در قصد آزار دل زاری

نگار من تو چون در قصد آزار دل زاری
ز دست خود بیازارش ز اغیارش چو آزاری ۱

نباشد در جهان یکسر غمی گویا ازین بدتر
بیازاری شناسا را بُتا از دست اغیاری ۲

به هر کس وانمایم دل که دل را واخرد از غم
بیفزاید به بار دل غم چندی چو سرباری ۳

نگردی تا چو من شیدا به روی لعبت زیبا
کجا آگه شوی جانا ز آسیب گرفتاری ۴

بامیدی که برداری شبی پای عیادت را
نمیخواهم که بردارم سر از بالین بیماری ۵

به محراب ار گَهِ طاعت ببینم طاق ابرویت
ز قبله رو بگردانم ثنای تو کنم جاری ۶

مرا در روز و شب باشد دو چشم خونفشان بر در
بامید وصال تو عزیز دل چه بیم آری ۷

دلا از باغ غم بردن چو نبود چاره در عالم
صلاحت پس دراین باشد که بار عشق برداری ۸

غبارا رونق از شهد و شکر بردی ز گفتارت
ز چشم بد نیابی بد که طبعی نیشکر داری ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۹ - هلالم ز ابرو بتا تا نمودی
گوهر بعدی:شماره ۹۱ - نباشم راحت از دستت چه در خواب و چه بیداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.