خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از توبه کردن از مینوشی و مستی سخن میگوید، اما در نهایت به عشق و مستی بازمیگردد. او از درس استاد ازل که حدیث عشق و رمز مستی بوده یاد میکند و به ساقی التماس میکند تا به او شراب ببخشد. همچنین، اشارهای به داستان یوسف و زلیخا دارد و از قدرت عشق و نیاز به بخشش سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مستی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۸۸ - خیال توبه کردم دی ز مستی
خیال توبه کردم دی ز مستی
ولی از توبه نِی از می پرستی ۱
بیا ساقی بده می تا بشویم
ز لوح خودپرستی نقش هستی ۲
مرا درسی که استاد ازل گفت
حدیث عشق بود و رمز مستی ۳
تو پنداری که زالی باکلافی
به عمداً نرخ یوسف می شکستی ۴
چو شاه عشق باج از ملک دل خاست
نمی بخشد به عذر تنگدستی ۵
تو صاحب نعمتی ساقی ببخشای
به مخموری که دارد تنگدستی ۶
ولی از توبه نِی از می پرستی ۱
بیا ساقی بده می تا بشویم
ز لوح خودپرستی نقش هستی ۲
مرا درسی که استاد ازل گفت
حدیث عشق بود و رمز مستی ۳
تو پنداری که زالی باکلافی
به عمداً نرخ یوسف می شکستی ۴
چو شاه عشق باج از ملک دل خاست
نمی بخشد به عذر تنگدستی ۵
تو صاحب نعمتی ساقی ببخشای
به مخموری که دارد تنگدستی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷ - به کامم زهر شد تریاق هستی
گوهر بعدی:شماره ۸۹ - هلالم ز ابرو بتا تا نمودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.