خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به مفاهیمی مانند عشق، تقدیر، جدایی، و رهایی از غم می‌پردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی جاودانه و نجات‌بخش یاد می‌کند و با اشاره به مضامینی مانند شراب، ساقی، و هجران، حالتی از شور و شیدایی را به تصویر می‌کشد.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از واژگان و استعاره‌ها (مانند شراب و مستی) ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب یا گمراه‌کننده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۴ - روزی که کلک تقدیر در پنجۀ قضا بود

روزی که کلک تقدیر در پنجۀ قضا بود
بر لوح آفرینش غم سرنوشت ما بود ۱

زان پیشتر که نوشد خضر آب زندگانی
مارا خیال لعلت سرمایۀ بقا بود ۲

روزی که میگرفتند پیمان ز نسل آدم
عشق از میان ذرّات در جست و جوی ما بود ۳

ساقی شراب شوقم دیشب زیادتر داد
گر پاره شد ز مستی پیراهنم به جا بود ۴

بر عاصیان هر قوم بگماشت حق بلایی
ما خیل عشقبازان هجرانمان بلا بود ۵

ساقی لباس زهدم صد ره به مِی فروش است
تا پاک شد ز رنگی کالودۀ ریا بود ۶

گر در محیط حیرت غرقم گناه من چیست
در کشتی وجودم عشق تو ناخدا بود ۷

می خاستم که دل را از غم خلاص یابم
داغ جدایی آمد وین آخرالدوّا بود ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۳ - ز آشیان مرغ دلم کاش کناری بکند
گوهر بعدی:شماره ۳۵ - هرکه دست از جان نشوید کی ز جانان کام جوید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.