خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از اسارت دل در زلف معشوق، بیتوجهی به پند عاقلان، و بیقراری ناشی از عشق سخن میگوید. او معشوق را به ستمگری متهم میکند، اما در عین حال، عشق به او را تنها مایه آرامش خود میداند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند ستمگری و قتل بیگناهان نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۷ - دلی که در خم زلف بتی اسیر نباشد
دلی که در خم زلف بتی اسیر نباشد
عجب مدار که بر ملک تن امیر نباشد ۱
چنان گسسته ام از ما سوا علاقۀ الفت
که غیر زلف توام هیچ دستگیر نباشد ۲
مرا مگوی چرا پند عاقلان نپذیری
که غیر عشق توام هیچ دلپذیر نباشد ۳
کُشی و زنده کنی ورنه چون تو هیچ ستمگر
به قتل بی گنهان اینقدر دلیر نباشد ۴
هزار مرتبه داری زمن گریز ولیکن
چو نیک بنگرم از تو مرا گریز نباشد ۵
عجب مدار که بر ملک تن امیر نباشد ۱
چنان گسسته ام از ما سوا علاقۀ الفت
که غیر زلف توام هیچ دستگیر نباشد ۲
مرا مگوی چرا پند عاقلان نپذیری
که غیر عشق توام هیچ دلپذیر نباشد ۳
کُشی و زنده کنی ورنه چون تو هیچ ستمگر
به قتل بی گنهان اینقدر دلیر نباشد ۴
هزار مرتبه داری زمن گریز ولیکن
چو نیک بنگرم از تو مرا گریز نباشد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶ - بر مشامم بوی جانان میرسد
گوهر بعدی:شماره ۲۸ - تو را بر سر از فقر افسر نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.